پرش به محتوا

سببدن

از واژسین
نسخهٔ تاریخ ‏۱۷ مرداد ۱۴۰۵، ساعت ۱۳:۰۷ توسط Hakhsin (بحث | مشارکت‌ها) (آغزدن)
(تفاوت) → نسخهٔ قدیمی‌تر | نمایش نسخهٔ فعلی (تفاوت) | نسخهٔ جدیدتر ← (تفاوت)

مصدر «سَبِبْدَن» به‌معنی «مورد مسبب‌یافتن قرار دادن» می‌باشد؛ به‌عبارتی دیگر، فرایندی که در آن «فاعل» به‌شکلی (مستقیم یا غیر مستقیم) مسبب «مفعول» بشود. این مصدر از «سببـ + ـدن [※ پسوند «ـدن» که «مَصْدَرْنَما» نامیده می‌شود، نمایانگر مصدر بودن یک واژه است.] » ساخته‌شده است.

; بن‌های تصریفی «سَبِبْدَن»

بن‌های تصریفی «سَبِبْدَن» به‌گونه زیر ساخته می‌شوند:

  • بُنْ‌پیشْگُذَشْتِه [※ پایه فعل‌های گذشته در گذشته] : تعویض مَصْدَرْنَما «ـدن» با «ـتِد» ← «سَبِبْتِد»
  • بُنْ‌گُذَشْتِه [※ پایه فعل ماضی] : مصدر بدون «ن» مَصْدَرْنَما ← «سَبَبْد»
  • بُنْ‌پَسْگُذَشْتِه [※ پایه فعل‌های آینده در گذشته] : تعویض مَصْدَرْنَما «ـدن» با «ـتِن» ← «سَبِبْتِن»
  • بُنْ‌کُنون [※ پایه فعل مضارع] : مصدر بدون مَصْدَرْنَما ← «سَبِب»
  • بُنْ‌پیشْآیَنْدِه [※ پایه فعل‌های گذشته در آینده] : تعویض مَصْدَرْنَما با «ـنِت» ← «سَبِبْنِت»
  • بُنْ‌آیَنْدِه [※ پایه فعل آینده] : مصدر بدون «د» مَصْدَرْنَما ← «سَبِبْن»
  • بُنْ‌پَسْآیَنْدِه [※ پایه فعل‌های آینده در آینده] : تعویض مَصْدَرْنَما با «ـنِن» ← «سَبِبْنِن»

فایزنی

🕸️ شبکه عامل-مبنا «سببدن»: 👈 ⏚ مصدر پایه «سببدن»: 👉 ⥂ دوگان «سببدن»: سَبْبِوْدَن ([؟] معناء:سببِودن) | ∇ مصدر عامل-محور «سببدن»: سَبْبادَن ([؟] معناء:سببادن) ⇆ دوگان عامل-محور «سببدن»: سَبْبودَن ([؟] معناء:سببودن) | ⌘‬ مصدر انگیزی «سببدن»: سَبْبانْدَن ([؟] مورد مسبب‌یافته‌شده قرار دادن) ⇋ دوگان انگیزی «سببدن»: سَبْبونْدَن ([؟] معناء:سببوندن) | ⧣ مصدر شورانی «سببدن»: سَبِبْتانْدَن ([؟] معناء:سببتاندن) ⬌ دوگان شورانی «سببدن»: سَبِبْتونْدَن ([؟] معناء:سببتوندن) | ⇅ مصدر مجابی «سببدن»: سَبِبْبانْدَن ([؟] معناء:سببباندن) ⬄ دوگان مجابی «سببدن»: سَبِبْبونْدَن ([؟] معناء:سبببوندن)
🧊 مصدرهای اثر-مفعول‌نما «سببدن»: سَبْبِدَن ([؟] معناء:سببِدن)؛ سَبْبُدَن ([؟] معناء:سببُدن) | 🪸 مصدرهای عاملیت‌نما «سببدن»: سَبْبِنْدَن ([؟] معناء:سببندن)؛ سَبْبِزْدَن ([؟] معناء:سببزدن)؛ سَبْبِرْدَن ([؟] معناء:سببردن)؛ سَبْبِژْدَن ([؟] معناء:سببژدن)

مصدر

  1. تعریف «سببدن». فرایند دَهِیْدَن ([؟] مورد دهش‌یافتن قرار دادن) بافِل ([؟] با فاعلیت (به‌واسطه؛ توسط)) سَبِباء ([؟] سبب‌یافته (اسباب؛ سبب)) هی ([؟] حرف نکره مفرد و جمع):‌ [💬یا بعبارتی «مورد مسبب‌یافتن قرار دادن»]
    🚀مثال. سَبِبْدَن (؟ مورد مسبب‌یافتن قرار دادن) عَرِقانِش ([؟] روند تعریق (تعریق)) حیوان‌ها بافِل ([؟] با فاعلیت (به‌واسطه؛ توسط)) گرما صَدِقاء ([؟] تصدیق‌یافته (صادق)) ئَد ([؟] است (فعل ربط)).🌐ترجمه: به سبب در آمدن گرما در عرق کردن حیوان‌ها، صادق است.

عملواژه

  • ️🗣تلفظ: /سَبِبْدَن/📥 ⇯بن ماضی، مضارع، و آینده مصدر «سببدن»: ▶ بن گذشته در گذشته «سببدن»: «سَبِبْتِد»؛ بن گذشته «سببدن»: ↦«سَبَبْد»↤؛ بن آینده در گذشته «سببدن»: «سَبِبْتِن»⟼«سَبِب» (بن‌کنون «سببدن»)، ⟻؛ بن گذشته در آینده «سببدن»: «سَبِبْنِت»؛ بن آینده «سببدن»: ↦«سَبِبْن»؛ بن آینده در آینده «سببدن»: ↤«سَبِبْنِن»◀
  1. تعریف «سببدن». بافِل ([؟] با فاعلیت (به‌واسطه؛ توسط)) سَبِباء ([؟] سبب‌یافته (اسباب؛ سبب)) هی ([؟] حرف نکره مفرد و جمع) دَهِیْدَن ([؟] مورد دهش‌یافتن قرار دادن):‌ [💬یا بعبارتی «مورد مسبب‌یافتن قرار دادن»]
    🚀مثال. گرما، عارِقْدَن ([؟] مورد عرق‌کردن قرار دادن) حیوان‌ها را سَبِبَد (؟ مورد مسبب‌یافتن قرار دهد).🌐ترجمه: گرما عرق کردن حیوان‌ها را به سبب در آید.
عَمَلْواژه‌های اَنِجایی نافَرْجامی سادی «سَبِبْدَن»「؟」 🎯 💡 🌟
نَهادْنَما تَکْتایی جَمِعْتایی
یکم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «من» است.] دوم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تو» است.] سوم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «او» است.] یکم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «مَنان ([؟] ما (ضمیر اول شخص جمع))» است.] دوم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تُویان ([؟] شما (ضمیر دوم شخص جمع))» است.] سوم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «اویان ([؟] آن‌ها (ضمیر سوم شخص جمع انسانی))» است.]
قبل پیشْگُذَشْتِه [※ فراثاء:عملواژه/زمانما/پیشگذشته] آواثاء:سببتدم آواثاء:سببتدی سَبِبْتِد آواثاء:سببتدیم آواثاء:سببتدید آواثاء:سببتدند
گُذَشْتِه [※ فراثاء:عملواژه/زمانما/گذشته] آواثاء:سببدم آواثاء:سببدی سَبَبْد آواثاء:سببدیم آواثاء:سببدید آواثاء:سببدند
پَسْگُذَشْتِه [※ فراثاء:عملواژه/زمانما/پسگذشته] آواثاء:سببتنم آواثاء:سببتنی آواثاء:سببتند آواثاء:سببتنیم آواثاء:سببتنید آواثاء:سببتنند
حال کُنون [※ فراثاء:عملواژه/زمانما/کنون] آواثاء:سببم سَبَبی سَبِبَد آواثاء:سببیم آواثاء:سببید آواثاء:سببند
بعد پیشْآیَنْدِه [※ فراثاء:عملواژه/زمانما/پیشآینده] آواثاء:سببنتم آواثاء:سببنتی سَبِبْنِت آواثاء:سببنتیم آواثاء:سببنتید آواثاء:سببنتند
آیَنْدِه [※ فراثاء:عملواژه/زمانما/آینده] آواثاء:سببنم آواثاء:سببنی آواثاء:سببنَد آواثاء:سببنیم آواثاء:سببنید آواثاء:سببنند
پَسْآیَنْدِه [※ فراثاء:عملواژه/زمانما/پسآینده] آواثاء:سببننم آواثاء:سببننی آواثاء:سببننَد آواثاء:سببننیم آواثاء:سببننید آواثاء:سببننند
عَمَلْواژه‌های اَنِجایی فَرْمانی سادی «سَبِبْدَن»「؟」 🎯 💡 🌟
نَهادْنَما تَکْتایی جَمِعْتایی
یکم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «من» است.] دوم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تو» است.] سوم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «او» است.] یکم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «مَنان ([؟] ما (ضمیر اول شخص جمع))» است.] دوم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تُویان ([؟] شما (ضمیر دوم شخص جمع))» است.] سوم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «اویان ([؟] آن‌ها (ضمیر سوم شخص جمع انسانی))» است.]
مُثْبَت [※ فراثاء:عملواژه/فرمانی/مثبت] - بِسَبَب - - آواثاء:بسببید -
طَرْدی [※ فراثاء:عملواژه/فرمانی/منفی/طردی] - آواثاء:نسبب - - آواثاء:نسببید -
حَذَری [※ فراثاء:عملواژه/فرمانی/منفی/حذری] - آواثاء:ناسبب - - آواثاء:ناسببید -

ترجمه

دَهِیْدَن (؟ مورد دهش‌یافتن قرار دادن) بافِل (؟ با فاعلیت (به‌واسطه؛ توسط)) سَبِباء (؟ سبب‌یافته (اسباب؛ سبب)) هی (؟ حرف نکره مفرد و جمع)
  • ترجمه (معادل) انگلیسی «سببدن»: To be caused

🔖 واژه‌های مرتبط با «سببدن»: اُسَبِبْدَن ([؟] مورد سبب‌گرفتن قرار دادن)؛ تَسَبِبْدَن ([؟] مورد سبب‌یافته قرار دادن)