نیزدن
ظاهر
مصدر «نَیِزْدَن» بهمعنی «مورد نیازیافتن قرار دادن» میباشد؛ بهعبارتی دیگر، فرایندی که در آن «فاعل» تامینگر نیازیافتگی «مفعول» بشود؛ بطوریکه با آن (نه لزوما فقط آن) «مفعول» محقق بشود. این مصدر از «نیاز + دن [※ پسوند «ـدن» که «مَصْدَرْنَما» نامیده میشود، نمایانگر مصدر بودن یک واژه است.] » ساختهشده است.
; بنهای تصریفی «نَیِزْدَن»
بنهای تصریفی «نَیِزْدَن» بهگونه زیر ساخته میشوند:
- بُنْپیشْگُذَشْتِه [※ پایه فعلهای گذشته در گذشته] : تعویض مَصْدَرْنَما «ـدن» با «ـتِد» ← «نَیِزْتِد»
- بُنْگُذَشْتِه [※ پایه فعل ماضی] : مصدر بدون «ن» مَصْدَرْنَما ← «نَیِزْد»
- بُنْپَسْگُذَشْتِه [※ پایه فعلهای آینده در گذشته] : تعویض مَصْدَرْنَما «ـدن» با «ـتِن» ← «نَیِزْتِن»
- بُنْکُنون [※ پایه فعل مضارع] : مصدر بدون مَصْدَرْنَما ← «نیاز»
- بُنْپیشْآیَنْدِه [※ پایه فعلهای گذشته در آینده] : تعویض مَصْدَرْنَما با «ـنِت» ← «نَیِزْنِت»
- بُنْآیَنْدِه [※ پایه فعل آینده] : مصدر بدون «د» مَصْدَرْنَما ← «نَیِزْن»
- بُنْپَسْآیَنْدِه [※ پایه فعلهای آینده در آینده] : تعویض مَصْدَرْنَما با «ـنِن» ← «نَیِزْنِن»
فایزنی
واژههای مرتبط با «نیزدن»: نیازانْدَن ([؟] مورد نیازشیافتهشده قرار دادن)؛ اُنَیِزْدَن ([؟] مورد نیازشگرفتن قرار دادن)؛ اِشْنَیِزْدَن ([؟] مورد نیازدیدن قرار دادن)؛ تَنَیِزْدَن ([؟] مورد نیازمندییافتن قرار دادن)
مصدر
- ️تلفظ: /نَیِزْدَن/📥 ریشهشناسی: نیاز + دن [※ پسوند «ـدن» که «مَصْدَرْنَما» نامیده میشود، نمایانگر مصدر بودن یک واژه است.] ❖ | همردیف(های) «نیزدن»: حاجْدَن ([؟] مورد احتیاجیافتن قرار دادن)؛ ضَرورْدَن ([؟] مورد ضروریتیافتن قرار دادن)؛ لَزِمْدَن ([؟] مورد لزومیافتن قرار دادن)؛ وَجِبْدَن ([؟] مورد واجبیافتن قرار دادن) | متضاد «نیزدن»: ربطاء:نیزدن/ضد
- تعریف «نیزدن». فرایند دَهِیْدَن ([؟] مورد دهشیافتن قرار دادن) بافِل ([؟] با فاعلیت (بهواسطه؛ توسط)) نَیْزاء ([؟] نیازیافته (نیاز)) هی ([؟] حرف نکره مفرد و جمع): [💬یا بعبارتی «مورد نیازیافتن قرار دادن»]
- مثال. نَیِزْدَن (؟ مورد نیازیافتن قرار دادن) خامودَن ([؟] مورد خاموشییافتن قرار دادن) آتش بافِل ([؟] با فاعلیت (بهواسطه؛ توسط)) هون ([؟] آن؛ مذکور؛ یادشده (حرف تعریف معرفه)) میزان آب بادَلیل ([؟] بهدلیل؛ با دلیل) بزرگی آتش ئِد ([؟] بود (فعل ربط)).ترجمه: نیاز یافتن خاموشی یافتن آتش با آن میزان آب بهخاطر بزرگی آتش بود.
عملواژه
- ️تلفظ: /نَیِزْدَن/📥 بن ماضی، مضارع، و آینده مصدر «نیزدن»: ▶ بن گذشته در گذشته «نیزدن»: «نَیِزْتِد»؛ بن گذشته «نیزدن»: ↦«نَیِزْد»↤؛ بن آینده در گذشته «نیزدن»: «نَیِزْتِن»⟼«نیاز» (بنکنون «نیزدن»)، ⟻؛ بن گذشته در آینده «نیزدن»: «نَیِزْنِت»؛ بن آینده «نیزدن»: ↦«نَیِزْن»؛ بن آینده در آینده «نیزدن»: ↤«نَیِزْنِن»◀
- تعریف «نیزدن». بافِل ([؟] با فاعلیت (بهواسطه؛ توسط)) نَیْزاء ([؟] نیازیافته (نیاز)) هی ([؟] حرف نکره مفرد و جمع) دَهِیْدَن ([؟] مورد دهشیافتن قرار دادن): [💬یا بعبارتی «مورد نیازیافتن قرار دادن»]
| عَمَلْواژههای اَنِجایی فَرْمانی سادی «نَیِزْدَن»「؟」 🎯 💡 🌟 | |||||||
| نَهادْنَما | تَکْتایی | جَمِعْتایی | |||||
|---|---|---|---|---|---|---|---|
| یکم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «من» است.] | دوم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تو» است.] | سوم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «او» است.] | یکم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «مَنان ([؟] ما (ضمیر اول شخص جمع))» است.] | دوم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تُویان ([؟] شما (ضمیر دوم شخص جمع))» است.] | سوم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «اویان ([؟] آنها (ضمیر سوم شخص جمع انسانی))» است.] | ||
| مُثْبَت [※ فراثاء:عملواژه/فرمانی/مثبت] | - | آواثاء:بنیاز | - | - | آواثاء:بنیازید | - | |
| طَرْدی [※ فراثاء:عملواژه/فرمانی/منفی/طردی] | - | آواثاء:ننیاز | - | - | آواثاء:ننیازید | - | |
| حَذَری [※ فراثاء:عملواژه/فرمانی/منفی/حذری] | - | آواثاء:نانیاز | - | - | آواثاء:نانیازید | - | |
ترجمه
دَهِیْدَن (؟ مورد دهشیافتن قرار دادن) بافِل (؟ با فاعلیت (بهواسطه؛ توسط)) نَیْزاء (؟ نیازیافته (نیاز)) هی (؟ حرف نکره مفرد و جمع)
- ترجمه (معادل) انگلیسی «نیزدن»: To need؛ ترجمه (معادل) انگلیسی «نیزدن»: To meet the needs of
ردهها:
- صفحههای دارای پیوند خراب به پرونده
- واژهها
- واژه فایزنی
- مصدر فایزنی
- مصدر فایزنی عملی
- مصدر فایزنی ناصریح
- مصدر فایزنی کنایی
- مصدر فایزنی کنادین
- مصدر فایزنی علنئا
- مصدر فایزنی عملی ناصریح
- مصدر فایزنی عملی کنایی
- مصدر فایزنی عملی کنادین
- مصدر فایزنی عملی علنئا
- مصدر فایزنی ناصریح کنایی
- مصدر فایزنی ناصریح کنادین
- مصدر فایزنی ناصریح علنئا
- مصدر فایزنی کنایی کنادین
- مصدر فایزنی کنایی علنئا
- مصدر فایزنی کنادین علنئا
- مصدر فایزنی عملی ناصریح کنایی
- مصدر فایزنی عملی ناصریح کنادین
- مصدر فایزنی عملی ناصریح علنئا
- مصدر فایزنی عملی کنایی کنادین
- مصدر فایزنی عملی کنایی علنئا
- مصدر فایزنی عملی کنادین علنئا
- مصدر فایزنی ناصریح کنایی کنادین
- مصدر فایزنی ناصریح کنایی علنئا
- مصدر فایزنی ناصریح کنادین علنئا
- مصدر فایزنی کنایی کنادین علنئا
- مصدر فایزنی عملی ناصریح کنایی کنادین
- مصدر فایزنی عملی ناصریح کنایی علنئا
- مصدر فایزنی عملی ناصریح کنادین علنئا
- مصدر فایزنی عملی کنایی کنادین علنئا
- مصدر فایزنی ناصریح کنایی کنادین علنئا
- مصدر فایزنی عملی ناصریح کنایی کنادین علنئا