خرابی گرفتن
ظاهر
عَبِرات ([؟] عبارت) «خرابی گرفتن» معنیهای زیر را دارائَد ([؟] دارا است):
- خَرِبْدَن:❖ مورد خرابیتیافتن قرار دادن؛
- مثال. لمسنشوندگی، آن دکمه را به خرابی گرفته است!معادل: لالَمِسَنْدِگی ([؟] نامکمن در لمسشگیری (لمسنشوندگی؛ لمسناپذیرندگی)) فَرْمال ([؟] دکمه (فشاری)) هه ([؟] مذکور؛ یادشده) را خَرِبْدِه ئَد (؟ مورد خرابیتیافتن قرار داده است)!
- اُخَرِبْدَن:❖ مورد خرابیگرفتن قرار دادن؛
- مثال. اطلاعات پس از صاعقه خرابی گرفتند؛ دیگر نمیتوان خواندشان.معادل: اُطَلِعانها ([؟] مطلعکنها (اطلاعات)) لاخانْدِگی ([؟] خواندهنشوندگی) را پَسَز ([؟] پس از) آذرخش اُخَرِبْدَنْد (؟ مورد خرابیگرفتن قرار دادند).
همچنین ببین: دچار خرابی شدن؛ خراب شدن؛ دارای خرابی شدن؛ خرابی یافتن؛ خرابی دیدن