آشنا کردن
ظاهر
عَبِرات ([؟] عبارت) «آشنا کردن» معنیهای زیر را دارائَد ([؟] دارا است):
- أَشِنانْدَن:❖ مورد آشنایییافتهشده قرار دادن؛
- تَأَشِنْدَن:❖ مورد آشنایییافته قرار دادن؛
- مثال. همسرم را آشنا برای مادرم کردم.معادل: همسر اَم ([؟] من/خودم) را بِتِل ([؟] معناء:بتل) مادر اَم ([؟] من/خودم) آواثاء:تآشندم (؟ معناء:تآشندم).
همچنین ببین: معرفی کردن؛ شناساندن