صبر کردن
ظاهر
عَبِرات ([؟] عبارت) «صبر کردن» معنیهای زیر را دارائَد ([؟] دارا است):
- صَبِرانْدَن:❖ مورد صبرشیافتهشده قرار دادن؛
- [[شکباندن|آواثاء:شکباندن]]:❖ معناء:شکباندن؛
- مثال. در وضعیتهای دشوار صبر کن.معادل: وَضِعْماءْهای ([؟] وضعیتهای) دُشْناک ([؟] دشوار؛ سخت) را آواثاء:بشکبان (؟ معناء:بشکبان).
- نَظَرانْدَن:❖ مورد انتظاریافتهشده قرار دادن؛
- [[درنگاندن|آواثاء:درنگاندن]]:❖ معناء:درنگاندن؛
- مثال. بهمدت یک ساعت برای آمدن دوستش صبر کرد.معادل: آیِمْدَن ([؟] مورد آمدهشدن قرار گرفتن) دوست اَش ([؟] مال آن؛ آن را) را بِمُدَّت ([؟] به مدت) یک ساعت آواثاء:درنگاند (؟ معناء:درنگاند).
همچنین ببین: انتظار کشیدن؛ شکیبایی کردن؛ درنگ کردن؛ منتظر ماندن