نزعدن
ظاهر
مصدر «نَزِعْدَن» بهمعنی «مورد انتزاعیافتن قرار دادن» میباشد؛ بهعبارتی دیگر، فرایندی که در آن «فاعل» انتزاعی (شیءای که خصیصههای غیر مهمش حذفشده) از «مفعول» بشود. این مصدر از «نزعـ + ـدن [※ پسوند «ـدن» که «مَصْدَرْنَما» نامیده میشود، نمایانگر مصدر بودن یک واژه است.] » ساختهشده است.
; بنهای تصریفی «نَزِعْدَن»
بنهای تصریفی «نَزِعْدَن» بهگونه زیر ساخته میشوند:
- بُنْپیشْگُذَشْتِه [※ پایه فعلهای گذشته در گذشته] : تعویض مَصْدَرْنَما «ـدن» با «ـتِد» ← «نَزِعْتِد»
- بُنْگُذَشْتِه [※ پایه فعل ماضی] : مصدر بدون «ن» مَصْدَرْنَما ← «نَزِعْد»
- بُنْپَسْگُذَشْتِه [※ پایه فعلهای آینده در گذشته] : تعویض مَصْدَرْنَما «ـدن» با «ـتِن» ← «نَزِعْتِن»
- بُنْکُنون [※ پایه فعل مضارع] : مصدر بدون مَصْدَرْنَما ← «نَزِع»
- بُنْپیشْآیَنْدِه [※ پایه فعلهای گذشته در آینده] : تعویض مَصْدَرْنَما با «ـنِت» ← «نَزِعْنِت»
- بُنْآیَنْدِه [※ پایه فعل آینده] : مصدر بدون «د» مَصْدَرْنَما ← «نَزِعْن»
- بُنْپَسْآیَنْدِه [※ پایه فعلهای آینده در آینده] : تعویض مَصْدَرْنَما با «ـنِن» ← «نَزِعْنِن»
فایزنی
شبکه عامل-مبنا «نزعدن»: 👈 مصدر پایه «نزعدن»: 👉 دوگان «نزعدن»: نَزْعِوْدَن ([؟] معناء:نزعِودن) | مصدر عامل-محور «نزعدن»: نَزْعادَن ([؟] معناء:نزعادن) دوگان عامل-محور «نزعدن»: نَزْعودَن ([؟] معناء:نزعودن) | مصدر انگیزی «نزعدن»: نَزْعانْدَن ([؟] مورد انتزاعیافتهشده قرار دادن) دوگان انگیزی «نزعدن»: نَزْعونْدَن ([؟] معناء:نزعوندن) | مصدر شورانی «نزعدن»: نَزِعْتانْدَن ([؟] معناء:نزعتاندن) دوگان شورانی «نزعدن»: نَزِعْتونْدَن ([؟] معناء:نزعتوندن) | مصدر مجابی «نزعدن»: نَزِعْبانْدَن ([؟] معناء:نزعباندن) دوگان مجابی «نزعدن»: نَزِعْبونْدَن ([؟] معناء:نزعبوندن)
مصدرهای اثر-مفعولنما «نزعدن»: نَزْعِدَن ([؟] معناء:نزعِدن)؛ نَزْعُدَن ([؟] معناء:نزعُدن) | مصدرهای عاملیتنما «نزعدن»: نَزْعِنْدَن ([؟] معناء:نزعندن)؛ نَزْعِزْدَن ([؟] معناء:نزعزدن)؛ نَزْعِرْدَن ([؟] معناء:نزعردن)؛ نَزْعِژْدَن ([؟] معناء:نزعژدن)
مصدر
- ️تلفظ: /نَزِعْدَن/📥 ریشهشناسی: نزعـ + ـدن [※ پسوند «ـدن» که «مَصْدَرْنَما» نامیده میشود، نمایانگر مصدر بودن یک واژه است.] ❖ | همردیف(های) «نزعدن»: پَنِزْدَن ([؟] مورد ذاتپنداشتیافتن قرار دادن)؛ پَنِعْدَن ([؟] مورد نوعپندارییافتن قرار دادن)؛ پَنِوْدَن ([؟] معناء:پنودن)
- تعریف «نزعدن». فرایند دَهِیْدَن ([؟] مورد دهشیافتن قرار دادن) بافِل ([؟] با فاعلیت (بهواسطه؛ توسط)) نَزْعاء ([؟] انتزاعیافته (انتزاع)) هی ([؟] حرف نکره مفرد و جمع): [💬یا بعبارتی «مورد انتزاعیافتن قرار دادن»]
- مثال. برای نَزِعْدَن (؟ مورد انتزاعیافتن قرار دادن) صندلی حسن، تایَد ([؟] شدنی بوده/است/خواهد بود) شَکْلاء ([؟] شکلیافته (شکل)) «🪑» را بَهْرانْد ([؟] مورد بهرهیافتهشده قرار داد).ترجمه: برای به انتزاع درآوردن صندلی حسن، میتوان از شکل «🪑» استفاده کرد.
عملواژه
- ️تلفظ: /نَزِعْدَن/📥 بن ماضی، مضارع، و آینده مصدر «نزعدن»: ▶ بن گذشته در گذشته «نزعدن»: «نَزِعْتِد»؛ بن گذشته «نزعدن»: ↦«نَزِعْد»↤؛ بن آینده در گذشته «نزعدن»: «نَزِعْتِن»⟼«نَزِع» (بنکنون «نزعدن»)، ⟻؛ بن گذشته در آینده «نزعدن»: «نَزِعْنِت»؛ بن آینده «نزعدن»: ↦«نَزِعْن»؛ بن آینده در آینده «نزعدن»: ↤«نَزِعْنِن»◀
- تعریف «نزعدن». بافِل ([؟] با فاعلیت (بهواسطه؛ توسط)) نَزْعاء ([؟] انتزاعیافته (انتزاع)) هی ([؟] حرف نکره مفرد و جمع) دَهِیْدَن ([؟] مورد دهشیافتن قرار دادن): [💬یا بعبارتی «مورد انتزاعیافتن قرار دادن»]
| عَمَلْواژههای اَنِجایی فَرْمانی سادی «نَزِعْدَن»「؟」 🎯 💡 🌟 | |||||||
| نَهادْنَما | تَکْتایی | جَمِعْتایی | |||||
|---|---|---|---|---|---|---|---|
| یکم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «من» است.] | دوم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تو» است.] | سوم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «او» است.] | یکم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «مَنان ([؟] ما (ضمیر اول شخص جمع))» است.] | دوم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تُویان ([؟] شما (ضمیر دوم شخص جمع))» است.] | سوم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «اویان ([؟] آنها (ضمیر سوم شخص جمع انسانی))» است.] | ||
| مُثْبَت [※ فراثاء:عملواژه/فرمانی/مثبت] | - | آواثاء:بنزع | - | - | آواثاء:بنزعید | - | |
| طَرْدی [※ فراثاء:عملواژه/فرمانی/منفی/طردی] | - | آواثاء:ننزع | - | - | آواثاء:ننزعید | - | |
| حَذَری [※ فراثاء:عملواژه/فرمانی/منفی/حذری] | - | آواثاء:نانزع | - | - | آواثاء:نانزعید | - | |
ترجمه
دَهِیْدَن (؟ مورد دهشیافتن قرار دادن) بافِل (؟ با فاعلیت (بهواسطه؛ توسط)) نَزْعاء (؟ انتزاعیافته (انتزاع)) هی (؟ حرف نکره مفرد و جمع)
- ترجمه (معادل) انگلیسی «نزعدن»: To be abstracted
ردهها:
- صفحههای دارای پیوند خراب به پرونده
- واژهها
- واژه فایزنی
- مصدر فایزنی
- مصدر فایزنی عملی
- مصدر فایزنی ناصریح
- مصدر فایزنی کنایی
- مصدر فایزنی کنادین
- مصدر فایزنی علنئا
- مصدر فایزنی عملی ناصریح
- مصدر فایزنی عملی کنایی
- مصدر فایزنی عملی کنادین
- مصدر فایزنی عملی علنئا
- مصدر فایزنی ناصریح کنایی
- مصدر فایزنی ناصریح کنادین
- مصدر فایزنی ناصریح علنئا
- مصدر فایزنی کنایی کنادین
- مصدر فایزنی کنایی علنئا
- مصدر فایزنی کنادین علنئا
- مصدر فایزنی عملی ناصریح کنایی
- مصدر فایزنی عملی ناصریح کنادین
- مصدر فایزنی عملی ناصریح علنئا
- مصدر فایزنی عملی کنایی کنادین
- مصدر فایزنی عملی کنایی علنئا
- مصدر فایزنی عملی کنادین علنئا
- مصدر فایزنی ناصریح کنایی کنادین
- مصدر فایزنی ناصریح کنایی علنئا
- مصدر فایزنی ناصریح کنادین علنئا
- مصدر فایزنی کنایی کنادین علنئا
- مصدر فایزنی عملی ناصریح کنایی کنادین
- مصدر فایزنی عملی ناصریح کنایی علنئا
- مصدر فایزنی عملی ناصریح کنادین علنئا
- مصدر فایزنی عملی کنایی کنادین علنئا
- مصدر فایزنی ناصریح کنایی کنادین علنئا
- مصدر فایزنی عملی ناصریح کنایی کنادین علنئا
- مصدر فایزنی شلوایی
- مصدر فایزنی شلوایی عملایی
- مصدر فایزنی شلوایی عملایی فعلادین
- مصدر فایزنی شلوایی عملایی فعلین