ماهردن
مصدر «ماهِرْدَن» بهمعنی «مورد مهارتیافتن قرار دادن» میباشد؛ بهعبارتی دیگر، فرایندی که در آن «فاعل» مهارت «مفعول» بشود. این مصدر از «ماهر + دن [※ پسوند «ـدن» که «مَصْدَرْنَما» نامیده میشود، نمایانگر مصدر بودن یک واژه است.] » ساختهشده است.
; بنهای تصریفی «ماهِرْدَن»
بنهای تصریفی «ماهِرْدَن» بهگونه زیر ساخته میشوند:
- بُنْپیشْگُذَشْتِه [※ پایه فعلهای گذشته در گذشته] : تعویض مَصْدَرْنَما «ـدن» با «ـتِد» ← «ماهِرْتِد»
- بُنْگُذَشْتِه [※ پایه فعل ماضی] : مصدر بدون «ن» مَصْدَرْنَما ← «ماهِرْد»
- بُنْپَسْگُذَشْتِه [※ پایه فعلهای آینده در گذشته] : تعویض مَصْدَرْنَما «ـدن» با «ـتِن» ← «ماهِرْتِن»
- بُنْکُنون [※ پایه فعل مضارع] : مصدر بدون مَصْدَرْنَما ← «ماهِر»
- بُنْپیشْآیَنْدِه [※ پایه فعلهای گذشته در آینده] : تعویض مَصْدَرْنَما با «ـنِت» ← «ماهِرْنِت»
- بُنْآیَنْدِه [※ پایه فعل آینده] : مصدر بدون «د» مَصْدَرْنَما ← «ماهِرْن»
- بُنْپَسْآیَنْدِه [※ پایه فعلهای آینده در آینده] : تعویض مَصْدَرْنَما با «ـنِن» ← «ماهِرْنِن»
فارسی
واژههای مرتبط با «ماهردن»: ماهِرانْدَن ([؟] مورد مهارتیافتهشده قرار دادن)؛ اُماهِرْدَن ([؟] مورد مهارتگرفتن قرار دادن)؛ تَماهِرْدَن ([؟] مورد مهارتیافته قرار دادن)
مصدر
- ️تلفظ: /ماهِرْدَن/📥 ریشهشناسی: ماهر + دن [※ پسوند «ـدن» که «مَصْدَرْنَما» نامیده میشود، نمایانگر مصدر بودن یک واژه است.] ❖
- تعریف «ماهردن». فرایند دَهِیْدَن ([؟] مورد دهشیافتن قرار دادن) باعِل ([؟] با فاعلیت (بهواسطه؛ توسط)) ماهِراء ([؟] مهارتیافته (مهارت)) هی ([؟] حرف نکره مفرد و جمع): [💬یا بعبارتی «مورد مهارتیافتن قرار دادن»]
عملواژه
- ️تلفظ: /ماهِرْدَن/📥 بن ماضی، مضارع، و آینده مصدر «ماهردن»: ▶ بن گذشته در گذشته «ماهردن»: «ماهِرْتِد»؛ بن گذشته «ماهردن»: ↦«ماهِرْد»↤؛ بن آینده در گذشته «ماهردن»: «ماهِرْتِن»⟼«ماهِر» (بنکنون «ماهردن»)، ⟻؛ بن گذشته در آینده «ماهردن»: «ماهِرْنِت»؛ بن آینده «ماهردن»: ↦«ماهِرْن»؛ بن آینده در آینده «ماهردن»: ↤«ماهِرْنِن»◀
- تعریف «ماهردن». باعِل ([؟] با فاعلیت (بهواسطه؛ توسط)) ماهِراء ([؟] مهارتیافته (مهارت)) هی ([؟] حرف نکره مفرد و جمع) دَهِیْدَن ([؟] مورد دهشیافتن قرار دادن): [💬یا بعبارتی «مورد مهارتیافتن قرار دادن»]
- مثال. فَرْمِثانْدَن ([؟] مورد برنامهنویسییافتهشده قرار دادن)، علی را پارسال ماهِرْد (؟ مورد مهارتیافتن قرار داد).ترجمه: علی پارسال در برنامهنویسی مهارت یافت.
| عَمَلْواژههای اَنِجاءی فَرْمانی سادی «ماهِرْدَن»「؟」 🎯 💡 🌟 | |||||||
| نَهادْنَما | تَکْتایی | جَمِعْتایی | |||||
|---|---|---|---|---|---|---|---|
| یکم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «من» است.] | دوم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تو» است.] | سوم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «او» است.] | یکم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «مَنان ([؟] ما (ضمیر اول شخص جمع))» است.] | دوم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تُویان ([؟] شما (ضمیر دوم شخص جمع))» است.] | سوم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «اویان ([؟] آنها (ضمیر سوم شخص جمع انسانی))» است.] | ||
| مُثْبَت [※ فراثاء:عملواژه/فرمانی/مثبت] | - | آواثاء:بماهر | - | - | آواثاء:بماهرید | - | |
| طَرْدی [※ فراثاء:عملواژه/فرمانی/منفی/طردی] | - | آواثاء:نماهر | - | - | آواثاء:نماهرید | - | |
| حَذَری [※ فراثاء:عملواژه/فرمانی/منفی/حذری] | - | آواثاء:ناماهر | - | - | آواثاء:ناماهرید | - | |
ترجمه
دَهِیْدَن (؟ مورد دهشیافتن قرار دادن) باعِل (؟ با فاعلیت (بهواسطه؛ توسط)) ماهِراء (؟ مهارتیافته (مهارت)) هی (؟ حرف نکره مفرد و جمع)
- ترجمه (معادل) انگلیسی «ماهردن»: To acquire (a skill) from (someone/something)