صحبت کردن
ظاهر
عَبِرات ([؟] عبارت) «صحبت کردن» معنیهای زیر را دارائَد ([؟] دارا است):
- وَرْواتْدَن:❖ مورد گپوگفت قرار دادن؛
- مثال. علی و حسن در مورد رفتار مادرشان با هم صحبت کردند.معادل: علی و حسن دَرمُورِد ([؟] در مورد) عَمَل ([؟] عمل؛ رفتار) مادر اِشان ([؟] آنها/خودشان) باهَم ([؟] با هم) وَرْواتْدَنْد (؟ مورد گپوگفت قرار دادند).
- مثال. هیچ سه نفری با هم صحبت نکنند مگر چهارمین آنان خدا باشد.معادل: هیچ سه نفر هی ([؟] حرف نکره مفرد و جمع) باهَم ([؟] با هم) نَوِرْواتَنْد (؟ مورد گپوگفت قرار ندهند) مگر چهارمین اِشان ([؟] آنها/خودشان) خدا بِئَد ([؟] باشد).
- صُحِبانْدَن:❖ مورد صحبتگرفتهشده قرار دادن؛
- مثال. علی و حسین خیلی خوب در مورد اختلافهایشان با هم صحبت کردند.معادل: علی و حسین خِیْلی ([؟] مقدار زیادی) نیکانِه ([؟] بهشکل نیک) دَرمُورِد ([؟] در مورد) خَلِفِیَّتها ([؟] حالتهای اختلاف) اِشان ([؟] آنها/خودشان) هَمْعِل ([؟] هم با فاعلیت (با)) یِکْدیگَر ([؟] یکدیگر) صُحِبانْدَنْد (؟ مورد صحبتگرفتهشده قرار دادند).
همچنین ببین: گفتگو کردن؛ گپ زدن؛ حرف زدن؛ بحث کردن؛ جدل کردن؛ گفتگو کردن