شرکدن
مصدر «شَرِکْدَن» بهمعنی «مورد مشارکتیافتن قرار دادن» میباشد؛ بهعبارتی دیگر، فرایندی که در آن «فاعل» مشارکتیافته در ایجاد «مفعول» بشود. این مصدر از «شرکـ + ـدن [※ پسوند «ـدن» که «مَصْدَرْنَما» نامیده میشود، نمایانگر مصدر بودن یک واژه است.] » ساختهشده است.
; بنهای تصریفی «شَرِکْدَن»
بنهای تصریفی «شَرِکْدَن» بهگونه زیر ساخته میشوند:
- بُنْپیشْگُذَشْتِه [※ پایه فعلهای گذشته در گذشته] : تعویض مَصْدَرْنَما «ـدن» با «ـتِد» ← «شَرِکْتِد»
- بُنْگُذَشْتِه [※ پایه فعل ماضی] : مصدر بدون «ن» مَصْدَرْنَما ← «شَرِکْد»
- بُنْپَسْگُذَشْتِه [※ پایه فعلهای آینده در گذشته] : تعویض مَصْدَرْنَما «ـدن» با «ـتِن» ← «شَرِکْتِن»
- بُنْکُنون [※ پایه فعل مضارع] : مصدر بدون مَصْدَرْنَما ← «شَرِک»
- بُنْپیشْآیَنْدِه [※ پایه فعلهای گذشته در آینده] : تعویض مَصْدَرْنَما با «ـنِت» ← «شَرِکْنِت»
- بُنْآیَنْدِه [※ پایه فعل آینده] : مصدر بدون «د» مَصْدَرْنَما ← «شَرِکْن»
- بُنْپَسْآیَنْدِه [※ پایه فعلهای آینده در آینده] : تعویض مَصْدَرْنَما با «ـنِن» ← «شَرِکْنِن»
فارسی
همچنین ببین: شَرِکانْدَن ([؟] مورد مشارکتیافتهشده قرار دادن)؛ اُشَرِکْدَن ([؟] مورد مشارکتگرفتن قرار دادن)؛ شَرِکودَن ([؟] مورد مشارکتگرفتن قرار دادن)؛ شورِکْدَن ([؟] مورد مشارکتدرآمدن قرار دادن)؛ شِشَرِکْدَن ([؟] مورد مشارکتدیدن قرار دادن)؛ شَرَشِکْدَن ([؟] مورد مشارکتدیدن قرار دادن)؛ اِشْشَرِکْدَن ([؟] مورد مشارکتیدیدن قرار دادن)؛ شَراشِکْدَن ([؟] مورد مشارکتیدیدن قرار دادن)؛ شَشَرِکانْدَن ([؟] مورد مشارکتدیدهشده قرار دادن)؛ شَرَشِکانْدَن ([؟] مورد مشارکتدیدهشده قرار دادن)؛ اِشْشَرِکانْدَن ([؟] معناء:اششرکاندن)؛ شَراشِکانْدَن ([؟] مورد مشارکتیدیدهشده قرار دادن)
مصدر
- ️تلفظ: /شَرِکْدَن/📥 ریشهشناسی: شرکـ + ـدن [※ پسوند «ـدن» که «مَصْدَرْنَما» نامیده میشود، نمایانگر مصدر بودن یک واژه است.] ❖ | همردیف(های) «شرکدن»: ربطاء:شرکدن/هر
- تعریف «شرکدن». فرایند دَهِیْدَن ([؟] مورد دهشیافتن قرار دادن) باعِل ([؟] با فاعلیت (بهواسطه؛ توسط)) شَرِکاء ([؟] مشارکتیافته (مشارکت)) هی ([؟] حرف نکره مفرد و جمع): [💬یا بعبارتی «مورد مشارکتیافتن قرار دادن»]
- مثال. بَرای ([؟] برای؛ بهخاطر) شَرِکْدَن (؟ مورد مشارکتیافتن قرار دادن) پروژه هه ([؟] مذکور؛ یادشده)، کایَد ([؟] کافی بوده/است/خواهد بود) چیزی از ما را بِکَرِنانی ([؟] مورد خریدیافتهشده قرار بدهی).ترجمه: برای مشارکت یافتن در آن پروژه کافی است چیزی از ما را بخری.
عملواژه
- ️تلفظ: /شَرِکْدَن/📥 بن ماضی، مضارع، و آینده مصدر «شرکدن»: ▶ بن گذشته در گذشته «شرکدن»: «شَرِکْتِد»؛ بن گذشته «شرکدن»: ↦«شَرِکْد»↤؛ بن آینده در گذشته «شرکدن»: «شَرِکْتِن»⟼«شَرِک» (بنکنون «شرکدن»)، ⟻؛ بن گذشته در آینده «شرکدن»: «شَرِکْنِت»؛ بن آینده «شرکدن»: ↦«شَرِکْن»؛ بن آینده در آینده «شرکدن»: ↤«شَرِکْنِن»◀
- تعریف «شرکدن». باعِل ([؟] با فاعلیت (بهواسطه؛ توسط)) شَرِکاء ([؟] مشارکتیافته (مشارکت)) هی ([؟] حرف نکره مفرد و جمع) دَهِیْدَن ([؟] مورد دهشیافتن قرار دادن): [💬یا بعبارتی «مورد مشارکتیافتن قرار دادن»]
| عَمَلْواژههای اَنِجاءی فَرْمانی سادی «شَرِکْدَن»「؟」 🎯 💡 🌟 | |||||||
| نَهادْنَما | تَکْتایی | جَمِعْتایی | |||||
|---|---|---|---|---|---|---|---|
| یکم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «من» است.] | دوم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تو» است.] | سوم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «او» است.] | یکم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «مَنان ([؟] ما (ضمیر اول شخص جمع))» است.] | دوم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تُویان ([؟] شما (ضمیر دوم شخص جمع))» است.] | سوم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «اویان ([؟] آنها (ضمیر سوم شخص جمع انسانی))» است.] | ||
| مُثْبَت [※ فراثاء:عملواژه/فرمانی/مثبت] | - | آواثاء:بشرک | - | - | آواثاء:بشرکید | - | |
| طَرْدی [※ فراثاء:عملواژه/فرمانی/منفی/طردی] | - | آواثاء:نشرک | - | - | آواثاء:نشرکید | - | |
| حَذَری [※ فراثاء:عملواژه/فرمانی/منفی/حذری] | - | آواثاء:ناشرک | - | - | آواثاء:ناشرکید | - | |
ترجمه
دَهِیْدَن (؟ مورد دهشیافتن قرار دادن) باعِل (؟ با فاعلیت (بهواسطه؛ توسط)) شَرِکاء (؟ مشارکتیافته (مشارکت)) هی (؟ حرف نکره مفرد و جمع)
- ترجمه (معادل) انگلیسی «شرکدن»: To gain partnership؛ ترجمه (معادل) انگلیسی «شرکدن»: To become shared