پرش به محتوا

مسافرت کاری کردن

از واژسین

عَبِرْماء ([؟] عبارت) «مسافرت کاری کردن» معنی‌های زیر را دارائَد ([؟] دارا است):

  • سِیْکامْدَن: مورد سیرکردن کاری قرار گرفتن؛
    🗝️مثال. مسافرت کاری کردن روزانه از تهران به کرج طاقت‌فرسا است.🔮معادل: سِیْکامْدَن (؟ مورد سیرکردن کاری قرار گرفتن) روزانه از تهران به کرج تابْفَرْسا ([؟] طاقت فرسا) ئَد ([؟] است).