بلند کردن
ظاهر
عَبِرات ([؟] عبارت) «بلند کردن» معنیهای زیر را دارائَد ([؟] دارا است):
- بُلَنانْدَن:❖ مورد بلندییافتهشده قرار دادن؛
- مثال. پدرش برای بلند کردن جعبه سنگین با تمام توانش تلاش کرد.معادل: پدر اَش ([؟] مال آن؛ آن را) بُلَنانْدَن (؟ مورد بلندییافتهشده قرار دادن) هون ([؟] آن؛ مذکور؛ یادشده (حرف تعریف معرفه)) جعبه سنگین را بِعِل ([؟] به عاملیت (به عملکنندگی)) همه تَوانایی ([؟] توانایی (توانمندی)) اَش ([؟] مال آن؛ آن را) رِپانْد ([؟] مورد صرفتوانیافتهشده قرار داد).
همچنین ببین: بالا آوردن؛ دزدیدن؛ برداشتن