اشرکدن
ظاهر
(تغییرمسیر از اشرکتن)
مصدر «اُشَرِکْدَن» بهمعنی «مورد مشارکتگرفتن قرار دادن» میباشد؛ بهعبارتی دیگر، فرایندی که در آن خصلتی بین چیزهایی مشترک بشود. این مصدر از «اَ [※ پیشوند «اـْ» یک «وَنْدامو» برای تغییر حالت فعل به عاملسازی استفاده میشود.] + شرکدن» ساختهشده است.
; بنهای تصریفی «اُشَرِکْدَن»
بنهای تصریفی «اُشَرِکْدَن» بهگونه زیر ساخته میشوند:
- بُنْپیشْگُذَشْتِه [※ پایه فعلهای گذشته در گذشته] : تعویض مَصْدَرْنَما «ـدن» با «ـتِد» ← «اُشَرِکْتِد»
- بُنْگُذَشْتِه [※ پایه فعل ماضی] : مصدر بدون «ن» مَصْدَرْنَما ← «اُشَرِکْد»
- بُنْپَسْگُذَشْتِه [※ پایه فعلهای آینده در گذشته] : تعویض مَصْدَرْنَما «ـدن» با «ـتِن» ← «اُشَرِکْتِن»
- بُنْکُنون [※ پایه فعل مضارع] : مصدر بدون مَصْدَرْنَما ← «اُشَرِک»
- بُنْپیشْآیَنْدِه [※ پایه فعلهای گذشته در آینده] : تعویض مَصْدَرْنَما با «ـنِت» ← «اُشَرِکْنِت»
- بُنْآیَنْدِه [※ پایه فعل آینده] : مصدر بدون «د» مَصْدَرْنَما ← «اَشِرِکْن»
- بُنْپَسْآیَنْدِه [※ پایه فعلهای آینده در آینده] : تعویض مَصْدَرْنَما با «ـنِن» ← «اُشَرِکْنِن»
فارسی
مصدر
- ️تلفظ: /اُشَرِکْدَن/📥 ریشهشناسی: اَ [※ پیشوند «اـْ» یک «وَنْدامو» برای تغییر حالت فعل به عاملسازی استفاده میشود.] + شرکدن❖ | متضاد «اشرکدن»: ربطاء:اشرکدن/ضد
- تعریف «اشرکدن». فرایند نِهانْدَن ([؟] مورد نهادهشده قرار دادن) خِصاء ([؟] خصوصیتگیر) هی ([؟] حرف نکره مفرد و جمع) به چند چیز: [💬یا بعبارتی «مورد مشارکتگرفتن قرار دادن»]
- مثال. فَرْمِثَنْدِه ([؟] برنامهنویسییافتهکننده (برنامهنویس)) هه ([؟] مذکور؛ یادشده) برای اُشَرِکْدَن (؟ مورد مشارکتگرفتن قرار دادن) خوانایی بین کدها اَش ([؟] مال آن؛ آن را)، از فَرْمِثْدَن ([؟] مورد برنامهنویسییافتن قرار دادن) نوعِپانِه ([؟] با شیوه شیءگرایی) میفایَد ([؟] مورد منفعتبردن قرار میدهد).ترجمه: آن برنامهنویس برای مشترک کردن خوانایی بین کدهایش، از برنامهنویسی شیءگرا بهره میگیرد.
عملواژه
- ️تلفظ: /اُشَرِکْدَن/📥 بن ماضی، مضارع، و آینده مصدر «اشرکدن»: ▶ بن گذشته در گذشته «اشرکدن»: «اُشَرِکْتِد»؛ بن گذشته «اشرکدن»: ↦«اُشَرِکْد»↤؛ بن آینده در گذشته «اشرکدن»: «اُشَرِکْتِن»⟼«اُشَرِک» (بنکنون «اشرکدن»)، ⟻؛ بن گذشته در آینده «اشرکدن»: «اُشَرِکْنِت»؛ بن آینده «اشرکدن»: ↦«اَشِرِکْن»؛ بن آینده در آینده «اشرکدن»: ↤«اُشَرِکْنِن»◀
- تعریف «اشرکدن». خِصاء ([؟] خصوصیتگیر) هی ([؟] حرف نکره مفرد و جمع) را به چند چیز نِهانْدَن ([؟] مورد نهادهشده قرار دادن): [💬یا بعبارتی «مورد مشارکتگرفتن قرار دادن»]
- مثال. هَماریاً ([؟] معمولا) خوانایی را بین کدها اَم ([؟] من/خودم) میاُشَرِکَم (؟ مورد مشترکسازی قرار میدهم).ترجمه: معمولا خصلت خوانایی را بین کدهایم مشترک میکنم.
| عَمَلْواژههای اَنِجاءی فَرْمانی سادی «اُشَرِکْدَن»「؟」 🎯 💡 🌟 | |||||||
| نَهادْنَما | تَکْتایی | جَمِعْتایی | |||||
|---|---|---|---|---|---|---|---|
| یکم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «من» است.] | دوم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تو» است.] | سوم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «او» است.] | یکم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «مَنان ([؟] ما (ضمیر اول شخص جمع))» است.] | دوم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تُویان ([؟] شما (ضمیر دوم شخص جمع))» است.] | سوم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «اویان ([؟] آنها (ضمیر سوم شخص جمع انسانی))» است.] | ||
| مُثْبَت [※ فراثاء:عملواژه/فرمانی/مثبت] | - | آواثاء:باشرک | - | - | آواثاء:باشرکید | - | |
| طَرْدی [※ فراثاء:عملواژه/فرمانی/منفی/طردی] | - | آواثاء:ناشرک | - | - | آواثاء:ناشرکید | - | |
| حَذَری [※ فراثاء:عملواژه/فرمانی/منفی/حذری] | - | آواثاء:نااشرک | - | - | آواثاء:نااشرکید | - | |
ترجمه
نِهانْدَن (؟ مورد نهادهشده قرار دادن) خِصاء (؟ خصوصیتگیر)
ردهها:
- صفحههای دارای پیوند خراب به پرونده
- واژهها
- واژه فارسی
- مصدر فارسی
- مصدر فارسی عملی
- مصدر فارسی ناصریح
- مصدر فارسی کنایی
- مصدر فارسی کنادین
- مصدر فارسی علنئا
- مصدر فارسی عملی ناصریح
- مصدر فارسی عملی کنایی
- مصدر فارسی عملی کنادین
- مصدر فارسی عملی علنئا
- مصدر فارسی ناصریح کنایی
- مصدر فارسی ناصریح کنادین
- مصدر فارسی ناصریح علنئا
- مصدر فارسی کنایی کنادین
- مصدر فارسی کنایی علنئا
- مصدر فارسی کنادین علنئا
- مصدر فارسی عملی ناصریح کنایی
- مصدر فارسی عملی ناصریح کنادین
- مصدر فارسی عملی ناصریح علنئا
- مصدر فارسی عملی کنایی کنادین
- مصدر فارسی عملی کنایی علنئا
- مصدر فارسی عملی کنادین علنئا
- مصدر فارسی ناصریح کنایی کنادین
- مصدر فارسی ناصریح کنایی علنئا
- مصدر فارسی ناصریح کنادین علنئا
- مصدر فارسی کنایی کنادین علنئا
- مصدر فارسی عملی ناصریح کنایی کنادین
- مصدر فارسی عملی ناصریح کنایی علنئا
- مصدر فارسی عملی ناصریح کنادین علنئا
- مصدر فارسی عملی کنایی کنادین علنئا
- مصدر فارسی ناصریح کنایی کنادین علنئا
- مصدر فارسی عملی ناصریح کنایی کنادین علنئا