آشکار کردن
ظاهر
عَبِرات ([؟] عبارت) «آشکار کردن» معنیهای زیر را دارائَد ([؟] دارا است):
- آشِکانْدَن:❖ مورد آشکارادریافتهشده قرار دادن؛
- مثال. همواره تلاش میکرد مسئله را برای دیگران آشکار کند.معادل: همواره میتَلاشْد ([؟] مورد تلاش قرار میداد) سُئالْماء ([؟] سوالشو (مسئله)) را برای دیگران بِآشِکانَد (؟ مورد آشکارادریافتهشده قرار بدهد).
- نِمویانْدَن:❖ مورد نشاندادهشده قرار دادن؛
- مثال. جواهرهایش را برای دیگران آشکار کرد.معادل: جواهرها اَش ([؟] آن/آنرا) را به دیگران نِمویانْد (؟ مورد نشاندادهشده قرار دادن).
- هُوِیْدَن:❖ مورد هویدا شدن قرار دادن؛
- بُروزْدَن:❖ مورد بروزیافتن قرار دادن؛
- مثال. وقتی دوستیش را برایش آشکار کرد، رابطه بینشان بهتر شد.معادل: وقتی دوستی اَش ([؟] آن/آنرا) را به او بُروزْد (؟ مورد بروزیافتن قرار داد)، دِلْبَنْدی ([؟] رابطه عاطفی) بینشان بِهْتَرائِشْد ([؟] بهتر شد).
همچنین ببین: نمایان کردن؛ هویدا کردن؛ ظاهر کردن؛ برجسته کردن؛ بارز کردن؛ ابراز کردن