تلودن
ظاهر
مصدر «تَلِوْدَن» بهمعنی «مورد خاطرسپاریکوتاهمدتیافتن قرار دادن» میباشد؛ بهعبارتی دیگر، فرایندی که در آن «فاعل» اسباب بهخاطرسپاری کوتاه مدت «مفعول» بشود. این مصدر در شمار افعال نوین قرار دارد و بر پایه قواعد نظاممند فارسی آینده ساخته شده است.
; بنهای تصریفی «تَلِوْدَن»
بنهای تصریفی «تَلِوْدَن» بهگونه زیر ساخته میشوند:
- بُنْپیشْگُذَشْتِه [※ پایه فعلهای گذشته در گذشته] : تعویض مَصْدَرْنَما «ـدن» با «ـتِد» ← «تَلِوْتِد»
- بُنْگُذَشْتِه [※ پایه فعل ماضی] : مصدر بدون «ن» مَصْدَرْنَما ← «تَلِوْد»
- بُنْپَسْگُذَشْتِه [※ پایه فعلهای آینده در گذشته] : تعویض مَصْدَرْنَما «ـدن» با «ـتِن» ← «تَلِوْتِن»
- بُنْکُنون [※ پایه فعل مضارع] : مصدر بدون مَصْدَرْنَما ← «تَلِو»
- بُنْپیشْآیَنْدِه [※ پایه فعلهای گذشته در آینده] : تعویض مَصْدَرْنَما با «ـنِت» ← «تَلِوْنِت»
- بُنْآیَنْدِه [※ پایه فعل آینده] : مصدر بدون «د» مَصْدَرْنَما ← «تَلِوْن»
- بُنْپَسْآیَنْدِه [※ پایه فعلهای آینده در آینده] : تعویض مَصْدَرْنَما با «ـنِن» ← «تَلِوْنِن»
فایزنی
شبکه عامل-مبنا «تلودن»: 👈 مصدر پایه «تلودن»: 👉 دوگان «تلودن»: تَلْوِوْدَن ([؟] معناء:تلوِودن) | مصدر عامل-محور «تلودن»: تَلْوادَن ([؟] معناء:تلوادن) دوگان عامل-محور «تلودن»: تَلْوودَن ([؟] معناء:تلوودن) | مصدر انگیزی «تلودن»: تَلْوانْدَن ([؟] مورد خاطرسپاریکوتاهمدتیافتهشده قرار دادن) دوگان انگیزی «تلودن»: تَلْوونْدَن ([؟] معناء:تلووندن) | مصدر شورانی «تلودن»: تَلِوْتانْدَن ([؟] معناء:تلوتاندن) دوگان شورانی «تلودن»: تَلِوْتونْدَن ([؟] معناء:تلوتوندن) | مصدر مجابی «تلودن»: تَلِوْبانْدَن ([؟] معناء:تلوباندن) دوگان مجابی «تلودن»: تَلِوْبونْدَن ([؟] معناء:تلوبوندن)
مصدرهای اثر-مفعولنما «تلودن»: تَلْوِدَن ([؟] معناء:تلوِدن)؛ تَلْوُدَن ([؟] معناء:تلوُدن) | مصدرهای عاملیتنما «تلودن»: تَلْوِنْدَن ([؟] معناء:تلوندن)؛ تَلْوِزْدَن ([؟] معناء:تلوزدن)؛ تَلْوِرْدَن ([؟] معناء:تلوردن)؛ تَلْوِژْدَن ([؟] معناء:تلوژدن)
مصدر
- ️تلفظ: /تَلِوْدَن/📥 ریشهشناسی: نوین❖ | همردیف(های) «تلودن»: ربطاء:تلودن/هر | معکوس(های) «تلودن»: ربطاء:تلودن/پاد
- تعریف «تلودن». فرایند دَهِیْدَن ([؟] مورد دهشیافتن قرار دادن) بافِل ([؟] با فاعلیت (بهواسطه؛ توسط)) تَلْواء ([؟] خاطرسپاریکوتاهمدتیافته (حفظکوتاهمدت؛ کَش)) هی ([؟] حرف نکره مفرد و جمع): [💬یا بعبارتی «مورد خاطرسپاریکوتاهمدتیافتن قرار دادن»]
- مثال. باسِب ([؟] با؛ بهسبب) تَلِوْدَن (؟ مورد خاطرسپاریکوتاهمدتیافتن قرار دادن) هون ([؟] آن؛ مذکور؛ یادشده (حرف تعریف معرفه)) طَلْعاء ([؟] اطلاعیافته (داده))، سُرْعَت ([؟] مشخصه سرعتیافتن (سرعت)) اِجْراژ ([؟] اجرا) نرمافزار بِفَزْنِوَد ([؟] مورد افزایشمیزانگرفتن قرار بدهد).ترجمه: با کش کردن آن اطلاعات، سرعت اجرای نرمافزار افزایش مییابد.
عملواژه
- ️تلفظ: /تَلِوْدَن/📥 بن ماضی، مضارع، و آینده مصدر «تلودن»: ▶ بن گذشته در گذشته «تلودن»: «تَلِوْتِد»؛ بن گذشته «تلودن»: ↦«تَلِوْد»↤؛ بن آینده در گذشته «تلودن»: «تَلِوْتِن»⟼«تَلِو» (بنکنون «تلودن»)، ⟻؛ بن گذشته در آینده «تلودن»: «تَلِوْنِت»؛ بن آینده «تلودن»: ↦«تَلِوْن»؛ بن آینده در آینده «تلودن»: ↤«تَلِوْنِن»◀
- تعریف «تلودن». بافِل ([؟] با فاعلیت (بهواسطه؛ توسط)) تَلْواء ([؟] خاطرسپاریکوتاهمدتیافته (حفظکوتاهمدت؛ کَش)) هی ([؟] حرف نکره مفرد و جمع) دَهِیْدَن ([؟] مورد دهشیافتن قرار دادن): [💬یا بعبارتی «مورد خاطرسپاریکوتاهمدتیافتن قرار دادن»]
| عَمَلْواژههای اَنِجایی فَرْمانی سادی «تَلِوْدَن»「؟」 🎯 💡 🌟 | |||||||
| نَهادْنَما | تَکْتایی | جَمِعْتایی | |||||
|---|---|---|---|---|---|---|---|
| یکم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «من» است.] | دوم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تو» است.] | سوم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «او» است.] | یکم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «مَنان ([؟] ما (ضمیر اول شخص جمع))» است.] | دوم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تُویان ([؟] شما (ضمیر دوم شخص جمع))» است.] | سوم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «اویان ([؟] آنها (ضمیر سوم شخص جمع انسانی))» است.] | ||
| مُثْبَت [※ فراثاء:عملواژه/فرمانی/مثبت] | - | بِتُلِو | - | - | آواثاء:بتلوید | - | |
| طَرْدی [※ فراثاء:عملواژه/فرمانی/منفی/طردی] | - | آواثاء:نتلو | - | - | آواثاء:نتلوید | - | |
| حَذَری [※ فراثاء:عملواژه/فرمانی/منفی/حذری] | - | آواثاء:ناتلو | - | - | آواثاء:ناتلوید | - | |
ترجمه
دَهِیْدَن (؟ مورد دهشیافتن قرار دادن) بافِل (؟ با فاعلیت (بهواسطه؛ توسط)) تَلْواء (؟ خاطرسپاریکوتاهمدتیافته (حفظکوتاهمدت؛ کَش)) هی (؟ حرف نکره مفرد و جمع)
- ترجمه (معادل) انگلیسی «تلودن»: To be cached؛ ترجمه (معادل) انگلیسی «تلودن»: To be stored in cache
واژههای مرتبط با «تلودن»: اُتَلِوْدَن ([؟] مورد خاطرسپاریکوتاهمدتگرفتن قرار دادن)؛ تَتَلِوْدَن ([؟] مورد خاطرسپاریکوتاهمدتیافته قرار دادن)؛ تَلاشِوْدَن ([؟] مورد خاطرسپاریکوتاهمدتدیدن قرار دادن)
ردهها:
- صفحههای دارای پیوند خراب به پرونده
- واژهها
- واژه فایزنی
- مصدر فایزنی
- مصدر فایزنی عملی
- مصدر فایزنی ناصریح
- مصدر فایزنی کنایی
- مصدر فایزنی کنادین
- مصدر فایزنی علنئا
- مصدر فایزنی عملی ناصریح
- مصدر فایزنی عملی کنایی
- مصدر فایزنی عملی کنادین
- مصدر فایزنی عملی علنئا
- مصدر فایزنی ناصریح کنایی
- مصدر فایزنی ناصریح کنادین
- مصدر فایزنی ناصریح علنئا
- مصدر فایزنی کنایی کنادین
- مصدر فایزنی کنایی علنئا
- مصدر فایزنی کنادین علنئا
- مصدر فایزنی عملی ناصریح کنایی
- مصدر فایزنی عملی ناصریح کنادین
- مصدر فایزنی عملی ناصریح علنئا
- مصدر فایزنی عملی کنایی کنادین
- مصدر فایزنی عملی کنایی علنئا
- مصدر فایزنی عملی کنادین علنئا
- مصدر فایزنی ناصریح کنایی کنادین
- مصدر فایزنی ناصریح کنایی علنئا
- مصدر فایزنی ناصریح کنادین علنئا
- مصدر فایزنی کنایی کنادین علنئا
- مصدر فایزنی عملی ناصریح کنایی کنادین
- مصدر فایزنی عملی ناصریح کنایی علنئا
- مصدر فایزنی عملی ناصریح کنادین علنئا
- مصدر فایزنی عملی کنایی کنادین علنئا
- مصدر فایزنی ناصریح کنایی کنادین علنئا
- مصدر فایزنی عملی ناصریح کنایی کنادین علنئا
- مصدر فایزنی شلوایی
- مصدر فایزنی شلوایی عملایی
- مصدر فایزنی شلوایی عملایی فعلادین
- مصدر فایزنی شلوایی عملایی فعلین