دابودن

نسخهٔ تاریخ ‏۲۷ فروردین ۱۴۰۵، ساعت ۲۱:۳۸ توسط Hakhsin (بحث | مشارکت‌ها) (آغزدن)
(تفاوت) → نسخهٔ قدیمی‌تر | نمایش نسخهٔ فعلی (تفاوت) | نسخهٔ جدیدتر ← (تفاوت)

مصدر «دابِوْدَن» به‌معنی «مورد نقشده‌یافتن قرار دادن» می‌باشد؛ به‌عبارتی دیگر، فرایندی که در آن «فاعل» به‌شکل رسمی به‌عنوان نقش‌دهندگی «مفعول» گرفته بشود. این مصدر در شمار افعال نوین قرار دارد و بر پایه قواعد نظام‌مند فارسی آینده ساخته شده است.

; بن‌های تصریفی «دابِوْدَن»

بن‌های تصریفی «دابِوْدَن» به‌گونه زیر ساخته می‌شوند:

  • بُنْ‌پیشْگُذَشْتِه [ پایه فعل‌های گذشته در گذشته] : تعویض مَصْدَرْنَما «ـدن» با «ـِتْد» ← «دابِوِتْد»
  • بُنْ‌گُذَشْتِه [ پایه فعل ماضی] : مصدر بدون «ن» مَصْدَرْنَما ← «دابِوْد»
  • بُنْ‌پَسْگُذَشْتِه [ پایه فعل‌های آینده در گذشته] : تعویض مَصْدَرْنَما «ـدن» با «ـِتْن» ← «دابِوِتْن»
  • بُنْ‌کُنون [ پایه فعل مضارع] : مصدر بدون مَصْدَرْنَما ← «دابِو»
  • بُنْ‌پیشْآیَنْدِه [ پایه فعل‌های گذشته در آینده] : تعویض مَصْدَرْنَما با «ـِنْت» ← «دابِوِنْت»
  • بُنْ‌آیَنْدِه [ پایه فعل آینده] : مصدر بدون «د» مَصْدَرْنَما ← «دابِوْن»
  • بُنْ‌پَسْآیَنْدِه [ پایه فعل‌های آینده در آینده] : تعویض مَصْدَرْنَما با «ـِنْن» ← «دابِوِنْن»

فارسی

🕸️ همچنین ببین: دابِوانْدَن ([؟] مورد نقشده‌یافته‌شده قرار دادن)؛ اُدابِوْدَن ([؟] مورد نقشده‌گرفتن قرار دادن)؛ اِشْدابِوْدَن ([؟] معناء:اشدابودن)؛ تَدابِوْدَن ([؟] معناء:تدابودن)؛ اِشْدابِوانْدَن ([؟] معناء:اشدابِواندن)

مصدر

  1. تعریف «دابودن». فرایند دِهْدَن ([؟] مورد دهش‌یافتن قرار دادن) باعِل ([؟] با فاعلیت (به‌واسطه؛ توسط)) دابِواء ([؟] معناء:دابواء) هی ([؟] حرف نکره مفرد و جمع):‌ [💬یا بعبارتی «مورد نقشده‌یافتن قرار دادن»]
    🚀مثال. بَرای ([؟] برای؛ به‌خاطر) دابِوْدَن (؟ مورد نقشده‌یافتن قرار دادن) دَبِّرَنْدِه ([؟] مدیر)، اِمْضاء ([؟] امضاءیافته (امضاء)) حسن نیازائَد ([؟] نیاز هست).🌐ترجمه: برای به دهش یافتن مدیر، امضاء حسن نیاز است.

عملواژه

  • 🗣تلفظ: /دابِوْدَن/📥 بن ماضی، مضارع، و آینده مصدر «دابودن»: بن گذشته در گذشته «دابودن»: «دابِوِتْد»؛ بن گذشته «دابودن»: «دابِوْد»؛ بن آینده در گذشته «دابودن»: «دابِوِتْن»«دابِو» (بن‌کنون «دابودن»)، ؛ بن گذشته در آینده «دابودن»: «دابِوِنْت»؛ بن آینده «دابودن»: «دابِوْن»؛ بن آینده در آینده «دابودن»: «دابِوِنْن»
  1. تعریف «دابودن». باعِل ([؟] با فاعلیت (به‌واسطه؛ توسط)) دابِواء ([؟] معناء:دابواء) هی ([؟] حرف نکره مفرد و جمع) دِهْدَن ([؟] مورد دهش‌یافتن قرار دادن):‌ [💬یا بعبارتی «مورد نقشده‌یافتن قرار دادن»]
    🚀مثال. این بخشنامه، دَبِّرَنْدِه ([؟] مدیر) را دابِوْد (؟ مورد نقشده‌یافتن قرار داد).🌐ترجمه: این بخشنامه مدیر را به دهش یافت.
عَمَلْواژه‌های اَنِجاءی نافَرْجامی سادی «دابِوْدَن»「؟」 🎯 💡 🌟
نَهادْنَما تَکْتایی جَمِعْتایی
یکم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «من» است.] دوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تو» است.] سوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «او» است.] یکم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «مَنان ([؟] ما (ضمیر اول شخص جمع))» است.] دوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تُویان ([؟] شما (ضمیر دوم شخص جمع))» است.] سوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «اویان ([؟] آن‌ها (ضمیر سوم شخص جمع انسانی))» است.]
قبل پیشْگُذَشْتِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/پیشگذشته] آواثاء:دابوتدم آواثاء:دابوتدی دابِوِتْد آواثاء:دابوتدیم آواثاء:دابوتدید آواثاء:دابوتدند
گُذَشْتِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/گذشته] آواثاء:دابودم آواثاء:دابودی دابِوْد آواثاء:دابودیم آواثاء:دابودید آواثاء:دابودند
پَسْگُذَشْتِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/پسگذشته] آواثاء:دابوتنم آواثاء:دابوتنی آواثاء:دابوتند آواثاء:دابوتنیم آواثاء:دابوتنید آواثاء:دابوتنند
حال کُنون [ فراثاء:عملواژه/زمانما/کنون] آواثاء:دابوم آواثاء:دابوی آواثاء:دابوَد آواثاء:دابویم آواثاء:دابوید آواثاء:دابوند
بعد پیشْآیَنْدِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/پیشآینده] آواثاء:دابونتم آواثاء:دابونتی دابِوِنْت آواثاء:دابونتیم آواثاء:دابونتید آواثاء:دابونتند
آیَنْدِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/آینده] آواثاء:دابونم آواثاء:دابونی آواثاء:دابونَد آواثاء:دابونیم آواثاء:دابونید آواثاء:دابونند
پَسْآیَنْدِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/پسآینده] آواثاء:دابوننم آواثاء:دابوننی آواثاء:دابوننَد آواثاء:دابوننیم آواثاء:دابوننید آواثاء:دابوننند
عَمَلْواژه‌های اَنِجاءی فَرْمانی سادی «دابِوْدَن»「؟」 🎯 💡 🌟
نَهادْنَما تَکْتایی جَمِعْتایی
یکم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «من» است.] دوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تو» است.] سوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «او» است.] یکم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «مَنان ([؟] ما (ضمیر اول شخص جمع))» است.] دوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تُویان ([؟] شما (ضمیر دوم شخص جمع))» است.] سوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «اویان ([؟] آن‌ها (ضمیر سوم شخص جمع انسانی))» است.]
مُثْبَت [ فراثاء:عملواژه/فرمانی/مثبت] - آواثاء:بدابو - - آواثاء:بدابوید -
طَرْدی [ فراثاء:عملواژه/فرمانی/منفی/طردی] - آواثاء:ندابو - - آواثاء:ندابوید -
حَذَری [ فراثاء:عملواژه/فرمانی/منفی/حذری] - آواثاء:نادابو - - آواثاء:نادابوید -

ترجمه

دِهْدَن (؟ مورد دهش‌یافتن قرار دادن) باعِل (؟ با فاعلیت (به‌واسطه؛ توسط)) دابِواء (؟ معناء:دابواء) هی (؟ حرف نکره مفرد و جمع)