وصل شدن
عَبِرات ([؟] عبارت) «وصل شدن» معنیهای زیر را دارائَد ([؟] دارا است):
- اِشْوَسْدَن:❖ مورد وصلسازدیدن قرار دادن؛
- مثال. کامپیوترم خراب شده، دیگر نمیتوانم به اینترنت وصل شوم.معادل: رایانال ([؟] رایانه؛ کامپیوتر) اَم ([؟] من/خودم) اُخَرِبْدِه ([؟] مورد خرابیگرفتن قرار داده)، دیگر ناتَوانائَم ([؟] توانا نیستم) اینترنت را بِاِشْوَسَم (؟ مورد وصلسازدیدن قرار بدهم).
همچنین ببین: متصل شدن؛ اتصال یافتن؛ کانکت شدن